آسیای مرکزی به صحنه رقابتی آرام اما فزاینده میان چین و هند تبدیل شده است؛ جایی که انرژی، کریدورهای ترانزیتی و نفوذ سیاسی، معادلات قدرت در منطقه اورآسیا را بازتعریف میکند.
به گزارش روابط عمومی شرکت خدمات عمومی فولاد ایران و به نقل از ایرنا، مرکز تحقیقاتی اسپیشیال اورآسیا در گزارشی نوشت: آسیای مرکزی به میدان اصلی رقابت راهبردی میان هند و چین تبدیل شده است؛ رقابتی که از انرژی و زیرساختهای ترانزیتی تا مناقشات مرزی در هیمالیا امتداد یافته و میتواند بر توازن قدرت در اورآسیا اثرگذار باشد.
براساس این ارزیابی ژئوپلیتیکی، دهلینو و پکن آسیای مرکزی را حلقه اتصال بازارهای اروپا و آسیا و منبع حیاتی انرژی و مواد خام راهبردی میدانند. ذخایر نفت، گاز، اورانیوم و عناصر نادر خاکی در کشورهای قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان، بستر اصلی رقابت اقتصادی دو قدرت آسیایی را شکل داده است.
عدم توازن تجاری؛ اهرم فشار پکن
در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، حجم تجارت دوجانبه هند و چین از ۱۲۱ میلیارد دلار به بیش از ۱۵۵ میلیارد دلار افزایش یافته است.
با این حال، چین با صادرات گسترده در حوزه الکترونیک، مواد شیمیایی و فولاد، مازاد تجاری قابل توجهی در برابر هند ایجاد کرده است.
این شکاف تجاری به باور تحلیلگران، به ابزاری برای تقویت نفوذ چین در معادلات منطقهای تبدیل شده است.
انرژی؛ قلب رقابت در آسیای مرکزی
آسیای مرکزی از منظر انرژی جایگاهی راهبردی دارد؛ قزاقستان با حدود ۳۰ میلیارد بشکه ذخایر نفت و ۸۵ میلیارد مترمکعب گاز، یکی از بازیگران اصلی بازار انرژی است.
ترکمنستان هم با حدود ۱۹.۵ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی، یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی جهان به شمار میرود.
همچنین ازبکستان نیز دارای منابع قابل توجه نفت و گاز است که از مسیر شرکت ملی نفتو گاز این کشور (Uzbekneftegaz) مدیریت میشود.
درهمین پیوند، خط لوله گاز آسیای مرکزی–چین اکنون حدود ۱۰ درصد از نیاز گازی چین را تامین میکند و به ستون فقرات روابط انرژی پکن با منطقه تبدل شده است.
کریدورها و مسیرهای ترانزیتی؛ رقابت در زیرساخت
چین از مسیر «کمربند و راه» (BRI) در پی تسریع انتقال کالا به اروپا و کاهش وابستگی به تنگه مالاکاست.
مسیر «ترانسخزر» (TITR) زمان انتقال کالا از چین به اروپا را به حدود ۱۸ تا ۲۳ روز کاهش داده و به رقیبی برای مسیر کانال سوئز تبدیل شده است.
در مقابل، هند با سیاست «اتصال به آسیای مرکزی» تلاش میکند از طریق همکاریهای چندجانبه و عضویت در سازمان همکاری شانگهای (SCO)، جایگاه خود را تثبیت کند.
دهلینو همچنین روابط دوجانبه با قزاقستان و دیگر جمهوریهای منطقه را تقویت کرده است.
سایه اختلافات مرزی
با وجود وابستگی اقتصادی، اختلافات مرزی در خط کنترل واقعی (LAC) همچنان عامل بیثباتکننده روابط دو کشور است.
درگیری دره گالوان در سال ۲۰۲۰ نشان داد که تنشها میتواند به سرعت تشدید شود.
در همین پیوند، ایالت آروناچال پرادش هم مرز چین، برای هند اهمیت انرژی و ژئو راهبردی دارد.
همچنین منطقه اکسای چین برای پکن مسیر حیاتی اتصال استان شینجیانگ به استان تبت و دارای ذخایر معدنی مهم است.
در نهایت، آسیای مرکزی دیگر یک منطقه حاشیهای نیست، بلکه به صحنه اصلی رقابت هند و چین برای نفوذ در اوراسیا تبدیل شده است.
هرچند وابستگی اقتصادی متقابل مانع از تشدید فوری تنشها شده، اما رقابت بر سر انرژی، کریدورها و نفوذ سیاسی میتواند آینده امنیت انرژی و تجارت منطقه را شکل دهد.
موفقیت هر یک از دو قدرت آسیایی، به توانایی آنها در توسعه زیرساختها و مدیریت همزمان تنشهای مرزی بستگی خواهد داشت؛ چراکه هرگونه تشدید بحران در مرزهای هیمالیا میتواند پیامدهایی فراتر از آسیای مرکزی داشته باشد.