بسته شدن تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که چگونه یک آبراه باریک میتواند اقتصاد مدرن را به مرز توقف بکشاند. اختلال در عبور کشتیها، لغو پوششهای بیمهای و تهدیدهای فناورانه علیه زیرساختهای انرژی، زنجیره تأمین جهانی را در وضعیتی قرار داده که شکنندگی آن بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. آسیای صنعتی، شبکههای حملونقل بینالمللی و بازارهای مالی اکنون با موجی از هزینههای فزاینده و نااطمینانی روبهرو هستند که میتواند به سرعت به یک بحران فراگیر تبدیل شود.
به گزارش روابط عمومی شرکت خدمات عمومی فولاد ایران و به نقل از ایرنا، پوشش بیمهای کشتیهایی را که از آبراههای مورد مناقشه عبور میکنند را لغو و لجستیک منطقهای را فلج کردهاند، این واکنش بازار بیمه، ابعاد تازهای از آسیبپذیری زنجیره تأمین را نشان میدهد که در بحرانهای نفتی گذشته وجود نداشت.
قابلیتهای جنگی فناوریمحور اکنون زیرساختهای حیاتی را به گونهای تهدید میکنند که برنامهریزی نظامی متعارف قادر به پیشبینی آن نبود. حملات سایبری به سیستمهای کنترل خط لوله، اختلال در سنجش موقعیت یا GPS که ناوبری تانکرها را تحت تأثیر قرار میدهد و قابلیتهای پیشرفته پهپادی، تهدید چندوجهی ایجاد میکنند که ارزیابی ریسک را برای تاجران انرژی و گروههای لجستیکی پیچیده میسازد.
بحران نفتی غرب آسیا نشان داده است که امنیت انرژی مدرن، به هماهنگی پیچیده بین بازیگران دولتی، شرکتهای کشتیرانی خصوصی، ارائهدهندگان بیمه و مؤسسات مالی بستگی دارد. هنگامی که هر جزء از این اکوسیستم دچار اختلال میشود، اثرات آن در بازارهای جهانی پخش میشود، صرف نظر از در دسترس بودن واقعی عرضه فیزیکی.
کدام بخشهای اقتصادی بیشترین خطر بحران را دارند؟
مراکز تولید و کریدورهای تجاری آسیا: مراکز تولیدی آسیا به دلیل وابستگی وارداتی متمرکز، آسیبپذیری شدیدی در برابر اختلالات عرضه انرژی در غرب آسیا نشان میدهند. چین تقریباً ۷۵٪ از نیازهای نفتی خود را از این منطقه وارد میکند و این موضوع آسیبپذیریهای استراتژیکی ایجاد میکند که فراتر از هزینههای انرژی، به رقابتپذیری تولید و قیمتگذاری صادرات آن گسترش مییابد.
زمانبندی تولیدات صنعتی در ژاپن و کره جنوبی نیز به طور ویژه تحت فشار قرار دارد زیرا اقتصادهای آنها برای مزیت رقابتی در بازارهای جهانی به هزینههای پایدار ورودی انرژی متکی هستند. بخشهای تولیدی از جمله خودروسازی، تولید فولاد و پتروشیمی با حاشیههای سود کم عمل میکنند که نمیتوانند به راحتی نوسانات پایدار قیمت انرژی را پوشش دهند..
ذخایر استراتژیک نفت هند: زمانبندیهای نیاز به انرژی، فشار سیاستی برای تأمین جایگزین را ایجاد میکند. توسعه صنعتی پرسرعت این کشور، نیازهای واردات انرژی را دقیقاً در زمانی که امنیت عرضه منطقهای با حداکثر بیثباتی روبرو است، افزایش میدهد. این زمانبندی آسیبپذیریهای فزایندهای برای مسیرهای رشد اقتصادی جنوب آسیا ایجاد میکند.
شبکههای جهانی حمل و نقل و لجستیک: محاسبات کرایه حمل در سناریوهای مسیردهی جایگزین، جریمههای هزینهای قابل توجهی را برای اجتناب از آبراههای مورد مناقشه نشان میدهد. کشتیهایی که مسیر خود را به دور دماغه امید نیک تغییر میدهند، با افزایش ۱۵ تا ۲۰ روزه سفر روبرو میشوند که هزینههای حمل و نقل و عدم قطعیت تحویل کالاهای پرمصرف انرژی را به شدت افزایش میدهد.
محدودیتهای ظرفیت بندرها در پایانههای غیر از خلیج فارس، گلوگاههایی ایجاد میکنند که نمیتوانند به راحتی حجم ترافیک هدایت شده را پذیرش کنند. بنادر اروپا و آسیا فاقد زیرساختهای ذخیرهسازی و پردازش کافی برای مدیریت هجوم ناگهانی محمولههایی سرگردان هستند و این موضوع باعث ایجاد گلوگاههای ثانویه در زنجیرههای تأمین جهانی میشود.
افزایش هزینههای بیمه، بر حاشیه سود تجارت در چندین بخش فراتر از حمل و نقل مستقیم انرژی تأثیر میگذارد. حق بیمه دریایی برای کشتیهایی که از مناطق مورد مناقشه عبور میکنند، ۳۰۰ تا ۵۰۰ درصد افزایش یافته است که این هزینهها در نهایت از طریق قیمت بالاتر کالاها به مصرفکنندگان نهایی منتقل میشود.